بیوگرافی

برای مشاهده بیوگرافی روی ادامه مطلب کلیک کنید

                                                              

عجب استیلی داره این دیوید

گروه پینک فلوید که در سال 1965 در کمبریج انگلستان تشکیل شد . یک گروه بزرگ به سبک بریتیش راک است . معروفیت این گروه برای ترانه سرائی ، پیچیدگی در ضبط استودیوئی ، هنر ساختن کاور آلبومها و کنسرتهای بی نظیر است . پینک فلوید یکی از معروفترین گروههای راک تا به امروز است که از لحاظ فروش آلبوم در جهان رتبه هفتم را دارد
..............ادامه.................

ادامه نوشته

بیوگرافی

برای دیدن بیوگرافی روی ادامه مطلب کلیک کنید

اخرت عکس

پینک فلوید از اولین گروه های موسیقی راک بود.از اواسط دهه ي 60 موسیقی انها به نحوه بی رحمانه ای با الکترونیک و تمامی جلوه های ویژه پیوند خورد تا موسیقی پاپ را به محدوده ی خود وارد کنند و این درست در زمانی بود که گروه با مفاهیم مختلف و سنگین و ترانه های متفاوت گلاویز بود و موسیقیشان، هم در ترانه ها و هم در موزیک شکل کلاسیک و اُپرایی به خود گرفته بود .

..................ادامه.................

ادامه نوشته

MAROONED

برای مشاهده تب روی ادامه مطلب کلیک کنیدماروند زیباترین سولویی که تاغ به حال شنیده ام

انگار این ملودی از بهشت گرفته شده من حتم دارم خدای موسیقی (گیلمور )در حال طبیعی این ملودب رو نزده

شک نکنید که اگه این سولو رو بشنوید دیگه هیچ آهنگی بهتون مزه نمیده

ادامه نوشته

Coming Back To Life

برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

Hey You

برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید

خیلی ها این اهنگ را زیبا ترین آهنگ پینک می دانند

ادامه نوشته

wish you were here

برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید

این اهنگ زیبا را گروه پینک برای رهبرشان سید برت خوانده اند به معنی ای کاش تو اینجا بودی

جالب است که در زمان ضبط این آهنگ به طور اتفاقی سید برت وارد استدیو میشود

ادامه نوشته

NOBODY HOME

برای مشاهده آکورد شعر بروی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

comforatbly numb

برای مشاهده بروی ادامه مطلب کلیک کنید

این آهنگ یکی از زیبا ترین آهنگ های این گروه است که در فیلم دیوار هم پخش شده است

ادامه نوشته

TIME

برای دیدن تبلچر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

ادامه نوشته

ریچارد ویلیام رایت

ریچارد ویلیام رایت در ژولای سال 1945 در شهر لندن بدنیا آمد. خانواده او که شامل پدر، مادر و دو خواهر می شد از وضعیت رفاهی خوبی برخوردار بود.     

                                                             ريچارد رايت در حال نوازندگي با ارگ Hammond

پس از پایان تحصیلات ابتدایی در سن 17 سالگی برای ادامه تحصیل به کالج معماری رفت و در آنجا بود که با یک نوازنده گیتار بیس بنام راجر واترز (Roger Waters) و یک نوازنده درامز بنام نیک میسون (Nick Mason) آشنا شد. آنها در همان کالج یک گروه موسیقی برپا کردند و پس از گذشت شش ماه نوازنده گیتار سید برت (Syd Barrett) را به جمع خود پذیرفتند.

ریچارد راجع به این موضوع می گوید : "این خیلی عالی بود که سید به گروه ما ملحق شد. تا قبل از او ما مجبور بودیم فقط R&B کلاسیک اجرا کنیم، چرا که در آن زمان همه از گروههای موسیقی این انتظار را داشتند. اما من هیچ وقت از R&B خوشم نمی آمد و برعکس از موسیقی Jazz لذت می بردم."

"اما از هنگامی که سید وارد گروه شد جهت کار گروه هم تغییر کرد و به سمت بداهه نوازی (Improvise) برای گیتار و کیبرد در آمد. راجر هم از بیس برای نواختن ملودی و لید (Lead) استفاده کرد و من هم به آرزویم رسیدم و توانستم بیشر احساسات کلاسیک خودم را در گروه معرفی کنم."

audio file قسمتی از بداهه نوازی رایت در قطعه San Tropez از آلبوم Meddle

همکاری این گروه قبل از آنکه سید برت نام پینک فلوید را انتخاب کند تحت عناوینی چون Meggadeaths، Sigma 6، Abdabs ... و The T-Set ادامه داشت تا اینکه سید از روی نام دو تن از موسیقیدانان محبوب بلوز بنامهای پینک اندرسن (Pink Anderson) و فلوید کانسیل (Floyd Concil) نام پینک فلوید را برای گروه انتخاب کرد.

با تجاربی که بدست آوردند و کسب اعتماد بنفس بیشتر بتدریج R&B را ترک کرده و شروع به ساخت موسیقی هایی بداهه و افسانه ای نمودند.

در سالهای اولیه شکل گیری گروه، سید برت بعنوان آهنگساز و ترانه سرا نقش رهبری گروه را بعهده داشت بطوری که در کارهای اولیه گروه یعنی دو آهنگ Arnold Layne و See Emily Play و یک آلبوم The Piper تقریبا" همه کارها توسط سید برت انجام شده بود. سال 67 پس از بدست آوردن دو رتبه Top20 برای تک آهنگ و یک رتبه Top10 برای یک آلبوم پینک فلوید آماده طی کرده مسیر ترقی بود.

اما اعتیاد او به LSD باعث شد تا بتدریج ضمن ارائه رفتارهای غیرعادی بتدریج از فعالیت های گروه کنار گذاشته شود بگونه ای که در سال 1968 رسما" با نوازنده دیگر گیتار لید، دیوید گیلمور (David Gilmour) جایگزین شد.

audio file Apples and Oranges

Apples and Oranges از نمونه کارهایی بود که پس از The Piper به همت ریچارد رایت تهیه شد، در طرف دوم این کار قطعه Paintbox با صدای ریچارد رایت قرار داشت. همچنین کار تکی دیگری بنام It would be so nice در این زمان از ریچارد رایت بود. آلبوم بعدی A Saucerful of Secrets بود که دو آهنگ آن توسط ریچارد رایت تهیه شده بود.

راجر واترز

جورج راجر واترز، متولد ۶ سپتامبر ۱۹۴۳، گیتاریست، خواننده، بیسیت، ترانه نویس و آهنگساز انگلیسی سبک راک است. وی بین سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۵ با عضویت در گروه پیک فلوید*[2] (که پس از رفتن سید بَرِت، به عنوان ترانه نویس اصلی از وی یاد شد) به عنوان مدیر این گروه، نوازندهٔ گیتار بِیس و یکی از خوانندگان اصلی (به همراه دیوید گیلمور و کمی هم ریچارد رایت) شناخته شد. وی مغز متفکر بسیاری از آلبوم‌های مفهومی گروه به خصوص نیمهٔ تاریک ماه*[3]، ای کاش اینجا بودی*[4]، حیوانات*[5]، دیوار*[6] و برش نهایی*[7] و سمبول‌های شناخته شده آن‌ها از جمله خوک‌های پینک فلوید و چکش‌های رژه رونده بود.

به این ترتیب، او شروع به ساخت آلبوم‌های نسبتاً موفق استودیویی و کنسرت به صورت انفرادی کرد و یکی از بزرگ‌ترین کنسرت‌های تاریخ به نام دیوار برلین*[8] را در سال ۱۹۹۰ برگزار کرد. در سال ۲۰۰۵، وی اُپِرایی به نام کا ایرا*[9] را نوشت و در ۲ جولای در لندن، در کنسرت لایو ۸*[10]، پس از ۲۴ سال، اولین اجرای خود را در کنار پینک فلوید انجام داد.

در سال ۱۹۸۰ واترز با ساخت یکی از آهنگ‌های کارتون انیمالیمپیک‌ها که ریمیکس «One of My Turns» در ساخت موسیقی فیلم هم همکاری کرد. وی ترانه‌هایی نیز برای فیلم‌های «وقتی که باد می‌وزد» - ۱۹۸۶، ساخته جیمی تی موراکامی، «رفتار مضطربانه» - ۱۹۹۸ ساخته دیوید ناتر، «قدرت ذهن» - ۱۹۹۸ ساخته رابرت رودریگوئز، «افسانه ۱۹۰۰» - ۱۹۹۸ ساخته جوزپه تورناتوره، «شغل ایتالیایی» - ۲۰۰۳ ساخته گَری گرِی، «روز، شب بخیر» - ۲۰۰۳ ساخته مارکو بلوچیو، «قلاب و وال‌ها» - ۲۰۰۵ ساخته نوح بامبچ، «د.ی.و.ا.ن.ه.» - ۲۰۰۵ ساخته ژان مارک واله، «اربابان شهر سگی» - ۲۰۰۵ ساخته کاترین هاردویک، «رفتگان» - ۲۰۰۶ ساخته مارتین اسکورسیزی و «آخرین میمزی» - ۲۰۰۷ ساخته رابرت شای[۱] نیز اجرا کرده‌است.    

                                                     بازگشت به نیمه تاریک . . . 


 زندگی نامه
(۱۹۴۴-۱۹۶۵) سال‌های پیشین

واترز با نام اصلی جورج راجر واترز در کمبریج بزرگ شد.

پدرش اریک فلچر واترز یک کمونیست و صلح طلب تند و تیز بود و در جنگ جهانی دوم جنگید و در نبردی در آنزیو در سال ۱۹۴۴، وقتی که راجر تنها ۵ سال داشت، کشته شد. راجر به این فقدان در برخی از آثار خود، به خصوص برش نهایی که سال ۱۹۸۳ عرضه شد (که آن را به پدرش تقدیم کرد) و ترانه‌ای به نام وقتی ببر‌ها آزاد شدند*[11] و در فیلم دیوار*[12] اشاره کرده‌است. هرچند وی در باره شخصیت مادر*[13] در این فیلم، گفت که شباهتی به مادر خودش ندارد. بد گمانی به پادشاه و دولت، نظام آموزشی و سازمان‌های لشکری، در اکثر نوشته‌های واترز مشهود است. این موضوع به طور واضح در وقتی ببر‌ها آزاد شدند، نشان بر این داشت که واترز به چه می‌اندیشد و چه کسی را مسؤل قربانی شدن پدرش در آنزیو می‌داند:

"و شاه جورج پیر و مهربان،برای مادرم پیام فرستاد، وقتی که خبر مرگ پدرم را شنید. یادم میاد که اون شکل یه طومار بود و طلا کوب شده بود، فقط همین. و من یه روز توی کشوی عکس‌های قدیمی پیداش کردم ، پنهان شده بود. و هنوز هم هروقت یادم میاد چشمام خیس میشند، اعلیحضرت اون رو با مهر لاستیکی مخصوصش مهر زده بود.

همه جا تاریک بود و زمین یخ بسته بود وقتی که ببر‌ها آزاد شدند. و هیچ کس از هنگ ارتش سلطنتی انگلستان زنده نموند . اونها پشت سر جا مونده بودند، بیشتر آنها مرده بودند و بقیه هم جان می‌کندند. و چنین بود که فرماندهی کل پدرم رو ازم گرفت."

دیوید گیلمور

دیوید گیلمور گیتاریست و آوازنویس انگلیسی و از اعضاء گروه پینک‌ فلوید است.

گیلمور در سال ۱۹۴۶ میلادی در گرانچستر در اطراف لندن به دنیا آمد. او از همان دوران کودکی به موسیقی علاقه داشت و از ۱۳ سالگی نواختن گیتار را آموخت. وی با سید بارت بنیانگذار گروه پینک فلوید در دانشگاه کمبریج دوست بود و در سال ۱۹۶۸ جایگزین سید بارت (که به علت مصرف زیاد ال‌اس‌دی دچار مشکل روانی شده بود) شد.او در خوانندگی و آهنگسازی و نواختن گیتار و نوشتن متن موسیقی در گروه پینک فلوید نقش داشت.
                                              دیوید گیلمور طرفدارانش را به هیجان آورد

سید برت

راجر کیت (سید) برت انگلیسی: (Roger Keith –Syd- Barrett) خواننده، آهنگساز، گیتاریست و هنرمند بریتانیایی، پایه گذار و عضو اصلی گروه موسیقی پینک فلوید به شمار می رفت. او به مدت ده سال هنرمند فعال عرصه موسیقی بود اما پس از این مدت به انزوا گروید و 35 سال باقی عمرش را دور از آشنایان، رسانه ها و دوستان گذراند و در هیچ جمعی حضور نیافت.

 دوران کودکی
سید برت در شهر کمبریج انگلستان، در خانواده ای از طبقهٔ متوسط چشم به جهان گشود. پدرش «آرتور مکس برت» آسیب شناس خبره ای بود و به همراه همسرش «وینفرد» نقش مهمی در تشویق پسرش راجر (که آن زمان به این نام خوانده می شد) در زمینهٔ موسیقی داشت. او در 11 دسامبر سال 1961 و یک ماه پیش از 15 سالگی پسرش به علت بیماری سرطان جان خود را از دست داد. راجر به دبیرستان پسرانه کمبریج شایر رفت و سال 1964 در هنرستان «کمبرول» (Camberwell Art School) واقع در جنوب لندن نام نویسی نمود و یک سال بعد اولین گروه موسیقی اش را پایه گذاری کرد. برت در 14 سالگی نام جدید «سید» را برای خود برگزید. سید برت (Sid Barrett) نام یک نوازندهٔ قدیمی ساز درام در کمبریج بود و برت جوان برای ایجاد تفاوت بین نام خود و همنامش، حرف دوم اسم مستعارش را از «i» به «y» تغییر داد. در ابتدای تشکیل پینک فلوید او آهنگ هایی از قبیل «فیل پر جوش و خروش» (Effervescing Elephant) را برای اجرا در مهمانی ها نوشت. گفته هایی مبنی بر اینکه او این آهنگ را در 16 سالگی ساخت وجود دارد.*[1] *[2]

                                                Roger Keith
 فعالیت موسیقایی

 همراه با پینک فلوید (1968 – 1965 )
گروه در سال 1964 پا گرفت و قبل از پینک فلوید نام هایی از قبیل «The Abdabs»، «The Screaming Abdabs»، «Sigma 6»، «Meggadeaths» (با Megadeth اشتباه گرفته نشود) را بر خود داشت. در سال 1965 که برت به آنها پیوست نام «The Tea Set» را انتخاب کرده بودند و از آنجا که با گروهی با نام مشابه مواجه شدند که در حال برگزاری کنسرت بود، برت نام «صدای پینک فلوید» را پیشنهاد کرد که بعدها به پینک فلوید خلاصه شد. سید این نام را با ترکیب کردن نام پینک اندرسون (Pink Anderson) و فلوید کنسل (Floyd Council) که دو خواننده سبک بلوز بودند ساخت. پینک فلوید با بازخوانی آهنگ های آر ان بی و گروه های هم دوره اش از قبیل رولینگ استونز (The Rolling Stones)، یارد بردز (The Yard Birds) و کینکس (The Kinks) فعالیتش را آغاز کرد. تا سال 1966 آنها به تدریج سبک خاص خود را که تحت تأثیر راک ان رول، جاز و پاپ-راک بریتانیایی بود به دست آوردند(کاری که پیش از این گروه بیتلز انجام داده بود).

در همان زمان باشگاه جدیدی در لندن برای اجرای موسیقی تحت نام «یو اف او»(UFO) بازگشایی شد که به زودی به مرکز اجرای موسیقی توهم زا (Psychedelic Music) تبدیل گشت. پینک فلوید نیز همان جا عنوان پرطرفدارترین گروه موسیقی زیرزمینی لندنی در سبک توهم زا را به دست آورد.

در سال 1966 اعضای پینک فلوید «اندرو کینگ» (Andrew King) و «پیتر جنر» (Peter Jenner) را به عنوان مدیر برنامه استخدام کردند. با همکاری امریکایی تبعید شده ای به نام جو بوید (Joe Boyd) که در عرصه موسیقی بریتانیا فعال بود و به دنبال استعدادهای نو می گشت، اولین آهنگ پینک فلوید، نسخهٴ مقدماتی «آرنولد لین» (Arnold Layne) در ژانویه 1967 در چلسی ضبط شد و کینگ و جنر آهنگ ضبط شده را به مؤسسهٴ نشر موسیقی EMI بردند. آهنگ مزبور EMI را آن قدر تحت تأثیر قرار داد که برای ضبط یک آلبوم با گروه قرارداد بستند.هنگام انتشار آلبوم، «آرنولد لین» با وجود تحریم شدن از بی بی سی، رتبهٴ بیستم جدول فروش آهنگ های بریتانیا را به دست آورده بود و آهنگ بعدی، «See Emily Play»، بازخوردی حتی بهتر از قبلی داشت و به رتبه ششم رسید.

این دو آهنگ به همراه تک آهنگ بعدی، سیب ها و پرتقال ها (Apples And Oranges) ، توسط خود سید برت نوشته شده بودند. برت اکثر آثار اولیه پینک فلوید را خود به تنهایی ساخت، و مؤلف اصلی تصویرپردازی های نغز و خیال پردازانه آلبوم نخست گروه، «نی زن بر دروازه های سپیده دم» (1967) به شمار می رفت که تحسین محافل و منتقدان موسیقی را در پی داشت. از یازده آهنگ این آلبوم، برت 9 آهنگ را خود به تنهایی ساخت و سهم دیگر اعضا تنها دو آهنگ بود*[3] برت همچنین نوازنده خلاق و مبتکر گیتار به شمار می رفت و در نوازندگی اش از تکنیک های پیشرفته از قبیل اختلال اصوات(dissonance)، اعوجاج صدا(distortion)، بازخورد(Feedback)، ایجاد کنندهٴ طنین (The Echo Machine) نوارها و دیگر عوامل استفاده می کرد و تجربیات او در این زمینه را بیشتر الهام گرفته از گیتاریست بداهه نواز، کیت رو (Keith Rowe)می دانند.

«نی زن بر دروازه های سپیده دم» بین ماه های ژانویه و جولای 1967 در استودیوی شمارهٴ 2 مؤسسهٴ «ابی رود استودیوز» (Abbey Road Studios) ضبط شد، در حالی که گروه بیتلز در استودیوی شمارهٴ 1 مشغول ضبط آلبوم خود بودند. وقتی آلبوم «نی زن...» انتشار یافت در جدول فروش بریتانیا جایگاه ششم را بدست آورد وبازخورد وسیعی داشت (اتفاقی که در ایالات متحده نیفتاد). در این زمان هر چه گروه به موفقیت بیشتری دست می یافت، فشار وارده بر سید برت نیز افزوده می شد و وضعیت روحی و روانی اش را متزلزل تر می کرد. رفتار برت به علت استفادهٴ مکرر از داروهای توهم زا از قبیل ال اس دی به شدت غیر قابل پیش بینی شده بود و این رفتار غیر عادی در بعضی کنسرت ها مشکلاتی را برای گروه ایجاد می کرد*[4]

به دنبال یک تور کوتاه مدت و مصیبت بار در ایالات متحده، از دیوید گیلمور (David Gilmour)، دوست قدیمی دوران مدرسه برت، خواسته شد عضو گروه شود تا به عنوان گیتاریست دوم پشتیبانی برت را که رفتار غیر معقولش او را از اجرای درست آهنگ ها باز می داشت پشتیبانی کند. برای مدتی دیوید نوازندگی و خوانندگی را در کنسرت ها به جای برت که جز سرگردانی در صحنه و گاهی هم نواختن ساز کار خاصی انجام نمی داد به عهده گرفت. بقیه اعضای گروه خیلی زود از رفتارهای سبکسرانه برت خسته شدند و بالاخره در کنسرتی که قرار بود در ژانویه 1968 در دانشگاه سوتمپتن (Southampton) برگزار شود او را کنار گذاشتند. گروه در عوض قصد استفاده از او به عنوان آهنگ ساز را داشت ( مانند گروه بیچ بویز (The Beach Boys) و برایان ویلسون) اما به آنها ثابت شد که چنین کاری عملی نیست.

بعد از «یک نعلبکی پر از راز» (A saucerful of secrets) که در سال 1968 منتشر شد، برت در هیچ کدام از آثار تولیدی پینک فلوید نقش نداشت. از آهنگ هایی که سید بعد از «نی زن...» برای گروه نوشت، تنها یکی به آلبوم دوم گروه راه یافت (Jugband Blues)، یکی از آهنگ های نیمه موفق او بود (Apples And Oranges)، و دو تای دیگر، Scream Thy Last Scream، و Vegetable man، هرگز به طور رسمی منتشر نشدند. برت گاه گاه مدتی را بیرون استودیوی ضبط موسیقی می گذراند و منتظر می شد تا او را به داخل دعوت کنند. گاهی هم به داخل استودیو می رفت و بعد از خیره شدن به دیوید گیلمور بر می گشت. برت در آهنگ «روزی را به یاد بیاور» (Remember A Day) ، یکی از آهنگ هایی که بعد از ارائهٴ «نی زن...» برای گروه ساخته بود مقداری از نوازندگی را انجام داد. اما سهم اصلی او در آلبوم، آهنگ "Jugband Blues" است که بسیاری از طرفداران آن را تصدیق برت بر این می دانند که روزهایش در گروه به سر رسیده است. جمله های «این لطف مهیبانهٴ توست که به فکر منی که اینجایم هستی / و من هم مجبورم این قضیه را برایت روشن کنم / که من اینجا نیستم» افتتاحیهٴ آهنگ است. در مارس 1968رسماً اعلام شد که سید برت دیگر عضو گروه پینک فلوید محسوب نمی شود.

 فعالیت مستقل (1972 – 1968)
بعد از جدایی از پینک فلوید، برت از جامعه کناره گرفت و منزوی گشت. با این حال طبق دستور شرکت EMI و کمپانی ضبط موسیقی هاروست (Harvest Records)، فعالیت کوتاهی به عنوان هنرمند مستقل انجام داد و دو آلبوم «دیوانه می خندد» (The Madcap Laughs) و «برت» (Barrett) را ارائه کرد. طرح اولیهٴ بیشتر این آثار، به دورهٴ فعالیت زیاد او (بین 1966 تا اواسط 1967) بر می گردد و گفته می شود که آهنگ های ساخته شده توسط او بعد از ترک پینک فلوید انگشت شمار بوده است. آلبوم اول در دو دورهٴ جداگانه در استودیوی «ابی رود» ضبط شد: چند اثر مقدماتی بین ماه می و ژوئن 1968 با تهیه کنندگی پیتر جنر و بخش اعظم آلبوم بین آوریل و جولای 1969 تهیه شد. تهیهٴ آلبوم ابتدا بر عهدهٴ «مالکوم جونز» (Malcom Jones)، مدیر اجرایی جوان EMI بود. اما سپس «دیوید گیلمور» و «راجر واترز» این وظیفه را به عهده گرفتند. مالکوم جونز می گوید: «هنگامی که دیوید پیش من آمد و گفت که سید می خواهد او و راجر کارهای باقیماندهٴ آلبوم را بکنند، من تسلیم شدم.» تعدادی از آهنگ های آلبوم با همراهی اعضای گروه سافت مشین (Soft Mashine) ساخته شدند. سید همچنین در گیتار نوازی قطعاتی از دوست نزدیکش «کوین ایرز» (Kevin Ayers) که عضو و مؤسس سافت مشین بود شرکت کرد و بدین صورت تک آهنگ ابتدایی سافت مشین، «لذت عروسک» (Joy Of A Toy) ساخته شد.

آلبوم بعدی، «برت» دوره ای تر از قبلی و بین فوریه و جولای 1970 تولید شد. هرچند این آلبوم از قبلی هم آراسته و پرداخته تر بود، با این حال سید برت شخصاً در اوضاع روحی نامناسب تری به سر می برد. در این آلبوم «دیوید گیلمور» گیتار باس نواخت، ریک رایت نوازنده کی بورد بود، و جری شرلی (Jerry Shirley) نوازنده گروه هامبل پای (Humble Pie) نیز درام نوازی کرد. با وجود فعالیت در استودیو بین سال های 1968 و 1972 و تولید دو آلبوم مستقل، سید برت به ندرت خارج از استودیو فعالیت می کرد. در 24 فوریه 1972 برت در برنامه رادیویی Top Gear با مجریگری جان پیل (John Peel) و تولیدی شبکهٴ بی بی سی شرکت کرد و پنج آهنگ اجرا نمود که تنها یکی از آنها قبلاً منتشر شده بود. سه تای دیگر برای آلبوم «برت» دوباره خوانده و ضبط شدند و آهنگ آخر، «Two Of A Kind» تنها همان جا اجرا شد (این آهنگ در گرد آوری سال 2001 تحت نام «بهترین های سید برت: دلتان برایم تنگ نمی شود؟» ((The Best Of Syd Barrett: Wouldn't You Miss Me? نیز وجود دارد) و ترانه و تنظیمش بر عهده ریچارد رایت (Richard Wright) بود. دیوید گیلمور و جری شرلی در این اجرا او را همکاری کردند و به ترتیب نوازنده گیتار و پرکاشن بودند.

شرلی و گیلمور همچنین در تنها کنسرت سید برت که در این دوره اجرا نمود به همراهش بودند. این کنسرت در 6 ژوئن 1970 و در تالار نمایش المپیا (Olympia Exhibition Hall) در لندن و به عنوان بخشی از «جشنواره موسیقی و مد» اجرا شد. این سه نفر تنها چهار آهنگ در مدتی کمتر از نیم ساعت اجرا کردند و میکس صداها آنقدر بد بود که مانع از شنیدن صدای خواننده می شد. در انتهای آهنگ چهارم، برت به طور غیر منتظره و ناگهانی اما مؤدبانه گیتارش را زمین گذاشت و از صحنه خارج شد و گیلمور و شرلی را تنها گذاشت.

سید برت حضور دیگری نیز در رادیو بی بی سی داشت و در 16 فوریه 1971 سه آهنگ در استودیو آنها ضبط کرد. هر سه آهنگ در آلبوم «برت» منتشر شدند و احتمالاً به علت ترغیب مردم به خرید آلبوم از رادیو پخش شدند. در این زمان به نظر می رسید برت دیگر علاقه به ضبط موسیقی در استودیو ندارد و نسبت به اجراهای زنده حتی بی علاقه تر بود. بعد از این دوره وقفه ای در فعالیت موسیقی برت ایجاد شد که بیش از یک سال به طول انجامید.


 واپسین سال ها(2006 - 1972)
در سال 1972 برت گروه موسیقی «ستاره ها» (The Stars) را با توینک (Twink) عضو سابق گروه پینک فریز (Pink Fairies)، به عنوان نوازنده درام و جک مونک (Jack Monck)، نوازنده باس ایجاد کرد که چندان به طول نینجامید. با اینکه گروه در ابتدا بازخورد مناسبی داشت اما یکی از اجراها در کمبریج فاجعه بود (جک مونک در مستند «الماس خوش تراش» (Crazy Diamond) شبکه بی بی سی که در سال 2001 و به عنوان بخشی از برنامه مینی بوس بی بی سی (Omnibus) پخش شد دقیقاً همین عبارت را به کار می برد) چند روز بعد از این نمایش آخر، توینک در خیابان برت را صدا زد و به او بخشی از نقد تندی که دربارهٴ اجرای آنها چاپ شده بود را به وی نشان داد و از گروه کنار کشید.*[5]

در آگوست 1974 پیتر جنر برت را متقاعد کرد که به استوذیوی «ابی رود» باز گردد تا شاید آلبوم دیگری تولید کند. به هر حال چیز زیادی از این فعالیت ها که تنها سه روز طول کشید تولید نشد، جز تعدادی قطعه بلوز و گیتار نوازی های آزمایشی و آشفته. تنها قطعه ای که با یک نام از این دوره باقی ماند، قطعهٴ «اگر می روی، معطل نکن» (If You Go, don't Be Slow) بود. یک بار دیگر برت از صنعت موسیقی کناره گیری کرد. او تمام حقوق آلبوم هایش را به شرکت تولیدی فروخت و به هتلی در لندن نقل مکان کرد. پس از تمام شدن پول ها، با پای پیاده به کمبریج برگشت و در زیر زمین خانهٴ مادرش زندگی کرد. تلاش های بعدی برای بازگرداندن او به صحنهٴ موسیقی (از قبیل اصرار گروه دمد (The Damned) برای همکاری او در تولید آلبوم دومشان) همگی بی نتیجه بود. تا زمان مرگش در سال 2006، برت همچنان حق امتیاز کارهایی که با پینک فلوید انجام داده بود دریافت می کرد.


 «کاش اینجا بودی»
سید برت در سال 1975 یک بار دیگر به دیدن گروه پینک فلوید در استودیو «ابی رودز» رفت. در آن هنگام گروه مشغول ضبط آهنگ «بدرخش ای الماس خوش تراش» (Shine On You Crazy Diamond) از آلبوم «ای کاش اینجا بودی» (Wish You Were Here) که اتفاقا آهنگی دربارهٴ سید برت است بودند. برت در این مدت اضافه وزن پیدا کرده بود، تمام موها و حتی ابروهایش را تراشیده بود و چنان تغییر کرده بود که اعضای گروه ابتدا او را نشناختند. (یکی از عکس های کتاب نیک میسن به نام «پشت و رو: تاریخچه شخصی پینک فلوید» که با زیرنویس سادهٴ «سید برت، 5 جولای 1975» مشخص شده ست به نظر می رسد که مربوط به همان دوره باشد). در هرصورت گروه بالاخره او را به جا آورد و راجر واترز حتی از دیدن برت در آن وضعیت به گریه افتاد. این رویداد در فیلم «دیوار پینک فلوید» (1982) به کارگردانی آلن پارکر هم گنجانده شد. در فیلم نامبرده شخصیت «پینک» به علت از پا در آمدن در اثر فشار زندگی و شهرت تمام موهای بدنش و ابروهایش را می تراشد.

 

 

پینک فلوید

پینک فلوید (به انگلیسی: Pink Floyd) نام یکی از مشهورترین و خلاق‌ترین گروه‌های موسیقی راک بریتانیا است، که از سال ۱۹۶۵ به رهبری سید برِت، نوازنده گیتار، شروع به کار کرد و در دهه ۷۰ میلادی به اوج شهرت رسید. دیگر اعضای گروه راجر واترز (گیتار بیس)، ریک رایت (کیبورد) و نیک میسن (درام) بودند.

یکی از بارزترین ویژگی‌های سبک پینک فلوید استفاده از صداهای الکترونیکی و جلوه‌های ویژه در آهنگ‌هایشان بود، و دیگری شعرهای ساده و کودکانه اما نافذ.[2]

سید برت در سال ۱۹۶۸ به دلیل عوارض ناشی از سوءمصرف مواد مخدر توهم‌زا و ناتوانی در حضور مؤثر در اجراهای زنده (و حتی در استودیو) عملاً از گروه کنار گذاشته‌شد و دیوید گیلمور که گیتاریست توانمندی بود جایش را گرفت. در سال ۱۹۷۳ بود که توانستند با آلبوم نیمهٔ تاریک ماه، در آمریکا خود را به فوق‌ستاره‌های موسیقی تبدیل کنند.[3] در سال ۱۹۸۶ راجر واتِرز که پس از سید برت نقش اصلی در آهنگسازی و نوشتن شعرهای پینک فلوید را بر عهده داشت به دلیل اختلاف با گروه از آنها جدا شد.

تاریخچه گروه در ادامه مطلب                       

پومپای

 

ادامه نوشته

One of my turns

در بسیاری از بیوگرافی های نوشته شده راجع به راجر واترز (Roger Waters) آمده است، او مردی بوده كه به اندازه صدها مرد دیگر در زندگی سختی و زجر كشیده است.از مرگ زود هنگام پدر و بی مهری های مادرش گرفته تا نمك نشناسی های همسر او.

                                                                                                                The Wall 

به گوشه ای از ترجمه آزاد یکی از شعر های آلبوم The Wall بنام One of my turns دقت کنید :

هر روزی كه میگذره، عشق ما خاكستری تر میشه،
همانند پوست انسانی كه در حال مرگه،
هر شبی كه میگذره، باز بخودمون وانمود میكنیم كه نه، مشكلی وجود نداره،
اما من پیر تر میشم و تو سرد تر،
دیگه هیچ شادی و خوشی در زندگی ما وجود نداره،
من حس میكنم كه یك چهره دیگه ای داره در من ظاهر میشه،
چهره ای كه سرده مثل تیغ، سفت مثل طناب، خشكه مثل طبلهای تشیع جنازه ....